تبلیغات
ریاضیات نقی زاده - تحلیل حدیث شناسانۀ حکم نام بردن حضرت مهدی(ع) به محمد
 
ریاضیات نقی زاده
کی نگاهمان به نگاهت می افتد . یا صاحب الزمان(عج)
درباره وبلاگ


به امید پروردگار متعال قدمی هرچند کوچک برای پیشرفت کشورمان برداریم.

مدیر وبلاگ : حسن نقی زاده
نویسندگان

امروزه به جرأت می توان گفت میراث گرانسنگ تلاش های پیشوایان معصوم در مباحث مهدویت سبب شده در جزئی ترین بحث ها بتوان به پشتوانۀ سخنان ایشان به بررسی های ژرف، بحث های فراوانی را دنبال کرد.

خبرگزاری فارس: تحلیل حدیث شناسانۀ حکم نام بردن حضرت مهدی(ع) به محمد

چکیده

مهدویت اعتقادی پایه ای است که همواره در میان باورهای اسلامی بدان اهتمام و توجه ویژه ای شده است و این اهتمام همچنان در سخنان پیشوایان معصوم: و بزرگان دین بازتاب یافته است.

گسترۀ بحث ها دربارۀ این اعتقاد سترگ نه تنها امور کلی، که بسیاری از امور جزئی را نیز دربر گرفته است. یکی از این امور، «حکم نام بردن» آن حضرت به نام «محمّد» است که بررسی آن با توجه به ویژگی های آن حضرت و نیز چگونگی زندگی وی، اهمیت دارد.

در این نوشتار به بحث دربارۀ حکم نام بردن حضرت مهدی(عج)  به نام خاص «محمّد» بر اساس سخنان معصومان: پرداخته شده است. دیدگاه ها در این بحث با نگاه به گروه های گوناگون روایات در این باره، به طور عمده در دو دسته تقسیم شده است:

دیدگاه نخست، باور کسانی است که در هر شرایطی نام بردن آن حضرت را به نام «محمّد» حرام می دانند. به گونه ای که امروزه حتی آن را به صورت «م ح م د» می نویسند.

دیدگاه دوم از کسانی است که این ممنوع بودن را به سبب نام بردن در برخی روایات و ادعیه، ویژۀ زمانی دانسته اند که به سبب نام بردن، آسیبی متوجه آن حضرت می شد.

در ادامه با بررسی کوتاه مستندات هر دیدگاه بر پایۀ روایات، نتیجه می گیریم که در زمان غیبت کبرا اگر نام بردن آن حضرت موجب آسیب و زیان نگردد، جایز است.

واژگان کلیدی

حضرت مهدی(عج) ، محمّد بن حسن، نام بردن، م ح م د، تسمیه، حرمت نام بردن.

بقیه: در ادامه مطلب.....

مقدمه

اعتقاد به امام مهدی(عج)  باوری سترگ و تأثیرگذار در میان باورهای اسلامی است. این باور، از همان سال های نخستین طلوع اسلام و پیامبری خاتم الانبیاء(ص)  در مرکز توجه و کانون اهتمام آن حضرت قرار گرفت؛ به گونه ای که در هر مجال و مناسبتی، مسلمانان را بدان یادآور می شد و به ظهور، قیام و حکومت جهانی آن عدالت‏گستر موعود در آخرالزمان، بشارت می‏داد (طوسی، 1411: 178) و آن را امری ناگزیر می دانست که پیش از برپایی رستاخیز بزرگ پدید خواهد آمد (سجستانی، 1410: ح 4282).

پس از رحلت پیامبر گرامی(ص)  این راه با کوشش پیشوایان معصوم: با توان و پی گیری کامل و به تناسب شرایط دوران هر امام، همچنان ادامه یافت. اگرچه نیازهای هر زمان و نیز مخاطبان هر امام، سبب می  شد تا از همۀ آموزه های مهدوی در هر دوره، به بخشی پرداخته و پافشاری شود، ولی همواره بر دامنۀ تبیین آن افزوده شد؛ به ویژه در دوران پیشوایانی که به هر سبب از آزادی بیشتری در بیان آموزه های دینی برخوردار شدند.

امروزه به جرأت می توان گفت میراث گرانسنگ تلاش های پیشوایان معصوم: در مباحث مهدویت سبب شده در جزئی ترین بحث ها بتوان به پشتوانۀ سخنان ایشان به بررسی های ژرف، بحث های فراوانی را دنبال کرد. از تبار پدری و مادری و ولادت حضرت مهدی(عج)  گرفته، تا پنهان زیستی او؛ از چگونگی زندگی آن حضرت در دوران غیبت گرفته تا عمر طولانی اش؛ از چیستی غیبت وی گرفته تا چگونگی ظهور، قیام و حکومت جهانی ایشان بر کرۀ زمین و... .

در این بین، یکی از این بحث های به ظاهر جزئی، نام بردن حضرت به نام «محمّد» است که در برخی از روایات بدان اشاره شده است.

این اهمیت سبب شده آثار روایی درخور توجهی در این باره نوشته و منتشر شود که البته برخی برای اثبات «حرام بودن» و برخی دیگر در «روابودن» نام بردن آن حضرت است. برخی از این آثار مانند انوار الساطعه فی تسمیه حجه الله القاطعه، شرعه التسمیه در اثبات حرمت و کشف التعمیه فی جواز التسمیه در جواز را آقابزرگ تهرانی در کتاب گرانسنگ خود _ الذریعه _ وصف کرده است (تهرانی، بی تا: ج2، 428، ج11، 138، ج14، 179).

از آن جایی که روایات در این بحث به گونه های مختلفی است، دیدگاه های گوناگونی شکل گرفته است:

نخست گروهی با استناد به روایاتی که به حرام بودن نام بردن اشاره کرده اند، بردن نام خاص آن حضرت را به طور مطلق، ممنوع و حرام دانسته‏اند.

گروه دیگر این ممنوع بودن را به زمان ترس، و جواز آن را مقید به زمان غیر از تقیه و ترس مربوط دانسته اند.

در مجموع روایات مهدویت، سخنانی که دربارۀ نام بردن در دست است در گروه های زیر تقسیم می شوند:

1. روایاتی که به طور مطلق، بردن نام را در هر زمان و هر مکان حرام  دانسته اند؛

2. روایاتی که حرام بودن را تا هنگام ظهور حضرت مهدی(عج)  می دانند؛

3. روایاتی که نام بردن را تنها در شرایط تقیه و ترس بر جان آن حضرت جایز نمی دانند؛

4. روایاتی که بدون هیچ قیدی، نه تنها نام بردن را حرام ندانسته، که خود ائمه: و یارانشان در سخنان خود به نام آن حضرت تصریح کرده اند.

بنابراین انواع روایات دربارۀ نام بردن حضرت مهدی(عج)  به نام خاص ایشان _ محمّد _ بدین شرح خواهد بود:

روایات حرمت نام بردن به صورت مطلق

روایات دستۀ نخست را می ‏توان به گروه هایی چند تقسیم کرد:

الف) کافربودن نام برندۀ حضرت با نام مخصوص

محمّد بن یعقوب کلینی با ذکر سند از امام صادق(ع)  نقل کرده است:

صاحِبُ هَذا الاَمْرِ لایسَمّیهِ بِاسْمِهِ اِلَّا کافِرٌ؛ (کلینی، 1365: ج1، 333، ح4)

صاحب این امر کسی  است که جز کافر، نام او را به  اسم خودش نبرد.

این حدیث را شیخ صدوق (1395: ج2، 48، ح1) و مسعودی (1417: 280) نیز نقل کرده ‏اند و اگر در کتاب های پس از آن ذکر شده، به طور عمده از این منابع نقل شده است.

این روایت که از نظر سند[1] صحیح است، به طور صریح نام برندۀ آن حضرت را کافر می داند. شارحان روایت دیدگاه های گوناگونی را در این باره مطرح کرده اند؛ گروهی آن را حمل بر مبالغه کرده‏اند. برخی مراد از کافر در این روایت را کسی دانسته اند که اوامر الهی را ترک و نواهی او را انجام می دهد، نه کسی که منکر پروردگار یا مشرک به او است (فیض کاشانی، 1406: ج2، 404). برخی احتمال داده اند این ویژۀ زمان تقیه باشد؛ چرا که روایاتِ بسیاری به نام آن حضرت تصریح کرده اند (مازندرانی، 1382: ج6، 224) و برخی دیگر از شارحان، همچنان بر استفادۀ حرام بودن از این گونه روایات، پافشاری کرده اند (مجلسی، 1369: ج‍4، 16  - 18).

از دیگر کسانی که بر این حرمت تأکید کرده محمدتقی مجلسی _ پدر صاحب بحار الانوار _ است که ضمن اشاره به روایات حرمت و پذیرش آن ها، حکمت این نام نبردن را چنین بیان کرده است:

ممکن است حکمت این باشد که مبادا یهود و نصارا گویند: محمدی که در تورات و انجیل هست آن حضرت است. (مجلسی، 1416: ج4، 159)

البته این سخن چندان پذیرفتنی نیست؛ بدان جهت که خوفی این چنینی نیاز به حکم حرمت فراگیر ندارد. روایت می توانست حرمت را مقیّد کند.

ب) جایز نبودن نام بردن حضرت

در دستۀ دیگر از روایات، این جایز نبودن با تعبیرهایی مانند «لا یحل لهم» و «لا یحل لکم» و مانند آن آمده است. برخی از این روایات از این قرارند:

یکم. شیخ صدوق از امام کاظم(ع)  نقل کرده است:

... ذَلِکَ اِبْنُ سَیدَه الاِماءِ الذی تخفی عَلَی النَّاسِ وِلادَتُهُ، وَلا یحِلُّ لَهُمْ تَسْمِیتُهُ... ؛ (صدوق، 1395: ج2، 368، ح6)

او فرزند سرور کنیزان است؛ کسی که ولادتش بر مردم پوشیده و بردن نامش بر آن ها روا نیست.

در این دسته از روایات به دو نکته اشاره شده است: 1. مخفی بودن ولادت؛ 2. جایزنبودن نام بردن حضرت با نام خاص.

شاید بتوان گفت اگرچه ولادت آن حضرت بر همۀ مردم پوشیده بود، ولی عده ای  _ اگرچه اندک  _ از این امر آگاه بودند. بنابراین می توان احتمال داد، این عدمِ جواز، برای همۀ مردم نیست. از طرفی مرجع ضمیر در «وَلا یحِلُّ لَهُمْ» به «الناس» برمی گردد؛ یعنی بر کسانی که ولادت آن حضرت بر آن ها پوشیده است. از این رو نام بردن، برای ایشان نیز جایز نیست. با وجود این احتمالات، نمی توان گفت که این روایت صریح در حرمت مطلق است.

دوم. مرحوم کلینی با ذکر سند به نقل از ریان بن صلت می گوید:

سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا(ع)  یَقُولُ وَ سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ، فَقَالَ: لَا یُرَى جِسْمُهُ وَ لَا یُسَمَّى اسْمُـهُ؛ (کلینی، 1365: ج1، 333)

از حضرت رضا(ع)  شنیدم که چون دربارۀ قائم سؤال شد، فرمود: جسمش دیده نشود و نامش برده نمی شود.

ابن بابویه قمی (درگذشتۀ 329ق)، در الامامه و التبصره روایت را آن گونه که در الکافی نقل شده، آورده است (ابن بابویه قمی، 1404: 117، ح110).

روایت در فاصلۀ اندکی از زمان کلینی و صدوق اول، به قلم حسین بن حمدان خصیبی (درگذشتۀ 334ق) در الهدایه الکبری نقل شده که در ادامۀ روایت بخشی نیز اضافه شده است. در این کتاب آمده که ریان بن صلت گوید: شنیدم امام رضا(ع)  فرمود:

الْقَائِمُ الْمَهْدِی بْنُ الْحَسَنِ لَا یُرَى جِسْمُهُ وَ لَا یُسَمِّى‏ بِاسْمِهِ؛ (خصیبی، 1419: 364)

قائم مهدی فرزند حسن ‏جسمش دیده نشود و به نامش، نام برده نشود.

در ادامۀ این بخش، نسبت به منابع پیش گفته این مطلب اضافه شده است:

أَحَدٌ بَعْدَ غَیْبَتِهِ حَتَّى یَرَاهُ وَ یُعْلَنَ بِاسْمِـهِ وَ یَسْمَعُهُ کُلُّ الْخَلْقِ فَقُلْنَا لَهُ: یَا سَیِّدَنَا وَ إِنْ قُلْنَا صَاحِبُ الْغَیْبَه وَ صَاحِبُ الزَّمَانِ وَ الْمَهْدِیُّ، قَالَ: هُوَ کُلُّهُ جَایِزٌ مُطْلَقٌ وَ إِنَّمَا نَهَیْتُکُمْ عَنِ التَّصْرِیحِ بِاسْمِهِ لِیَخْفَى اسْمُهُ عَنْ أَعْدَائِنَا فَلَا یَعْرِفُوهُ؛ (همو)

کسی پس از غیبتش تا این که او را ببیند و نامش آشکار شود و همۀ مردم آن را بشنوند...

البته نویسنده هیچ اشاره ای نکرده که این اضافه را به چه سبب افزوده و این در حالی  است که در هیچ یک از منابع پیشین، این اضافه نقل نشده است. ضمن این که در بخش نخست روایت نیز «الْقَائِمُ الْمَهْدِی بْنُ الْحَسَنِ» اضافه شده است. همچنین اگر کلمۀ «لَا یُسَمِّى» مجهول خوانده شود  _ که سیاق روایت بدان نزدیک تر است و با روایات دیگر نیز چنین به نظر می رسد  _ کلمۀ «احد» اضافه است.

شیخ صدوق، این روایت را با اندک تفاوتی در سند، از ریان بن صلت در دو جا از کتاب کمال الدین و تمام النعمه نقل کرده، با این تفاوت که به جای «وَ لَا یُسَمَّی اسْمُهُ»، «وَ لَا یسَمَّی بِاسْمِه» (صدوق، 1395: ج2، 370 و 648) آورده است. شیخ حر عاملی روایت را همان گونه که مرحوم کلینی نقل کرده، آورده است (عاملی، 1409: ج16، 239).

علّامه مجلسی در مرآه العقول روایت یادشده را نقل کرده و آن را موثق دانسته، می نویسد:

موثق علی الظاهر إذ الأظهر أن جعفر بن محمد هو ابن عون الأسدی، و ربما یظن أنه ابن مالک فیکون ضعیفاً و إن کان فی ضعفه أیضاً کلام، لأن ابن الغضائری إنما قدح فیه لروایته الأعاجیب، و المعجز کله عجیب، و هذا لا یصلح للقدح. (مجلسی، 1369: ج‏4، 18)

میرزا حسین نوری (درگذشتۀ 1320) از میان نقل ها، روایت خصیبی را آورده است (نوری، 1408: ج‏12، 286، ش14107)، با این تفاوت که در ابتدای روایت به جای «الْقَائِمُ الْمَهْدِی بْنُ الْحَسَنِ»، « الْقَائِمُ الْمَهْدِی(عج)  ابْنُ ابْنِی الْحَسَنِ» نوشته شده است.[2]

ناگفته نگذرم که مرحوم نوری در کتاب نجم الثاقب در موارد بسیاری از امام مهدی(عج)  با نام محمد بن الحسن یاد کرده است (طبرسی نوری، 1377: ج1، 413).

 سوم. در روایتی دیگر، داود بن قاسم جعفری می گوید: از امام هادی(ع)  شنیدم که فرمود:

الخَلَفُ مِنْ بَعْدی اِبْنی الحَسَنُ فَکَیفَ لَکُمْ بِالخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الخَلَفِ؟ فَقُلْتُ: وَلِمَ جَعَلَنی اللَّهُ فِداکَ؟ فَقالَ: لأَنَّکُمْ لا تَرَوْنَ شَخْصَهُ وَلا یحلُّ لَکُمْ ذِکْرَهُ بِاسْمِـهِ قُلتُ فَکَیفَ نَذْکُرُهُ؟ قالَ: قُولُوا: الحُجَه مِنْ آلِ مُحَمدٍ(ص) ؛ (صدوق، 1395: ج2، 381، ح5؛ طوسی، 1411، 202، ح169؛ مسعودی، 1417: 278؛ فتال نیشابوری، بی تا: 262؛ کلینی، 1365: ج1، 328، ح13)

جانشین پس از من فرزندم حسن است و شما با جانشین پس از جانشین من چگونه خواهید بود؟ گفتم: فدای شما شوم! برای چه؟ فرمود: زیرا شما شخص او را نمی بینید و بردن نام او به اسمش بر شما روا نباشد. گفتم: پس چگونه او را یاد کنم؟ فرمود: بگویید: حجّت از آل محمد(ص) .

در سند روایت در کتاب الکافی، افزون بر محمد بن احمد علوی که سخنی دربارۀ او در کتاب های رجالی نیامده، روایت مرفوع نیز هست که آن را از جهت سند بی اعتبار کرده است. البته با توجه به صحیح بودن سند روایت نخست برای این بخش، در دیدگاه حرمت، کافی است و روایات دیگر به عنوان شاهد ذکر می شود.

چهارم. امام صادق(ع) در جواب کسی که پرسید «مهدی از فرزندان کیست»؛ فرمود:

الْخامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعَ یغیبُ عَنکُمْ شَخْصُهُ، وَلا یحِلُّ لَکُمْ تَسْمِیتُهُ؛ (صدوق، 1395: ج2، 411، ح12)

پنجمین امام از فرزندان امام هفتم که شخص او از دیدگان شما نهان شود و نام بردنش روا نباشد.

در این دسته روایات نیز به سبب ضمایر خطاب در «یغیبُ عَنْکُمْ» و «لا یحِلّ لَکُمْ»، ممکن است گفته شود، حرمت تنها متوجه مخاطبان آن حضرت بود و این به دلیل فشارهایی است که از طرف ستمگران بر شیعیان به سبب نام بردن حضرت وارد می‏کردند (مازندرانی، 1382: ج6، 224).

همچنین «یغیب عنکم» به ملاقات های قطعی تخصیص خورده و این غیبت همگانی نیست. بر این اساس، عدم جواز نام بردن نیز تخصیص خورده است. به علاوه، روایاتی نیز وجود دارد که می‏گوید حضرت مهدی(عج)  را در دوران غیبت می‏بینند (صدوق، 1395: ج1، 144، باب 5، ح3).

بنابراین از این دسته روایات، به سبب احتمالات، نمی توان قطع به حرمت را برای همگان استفاده کرد.

ملعون بودن نام برندۀ حضرت

با این مضمون توقیعی از امام عصر(عج)  صادر شده است که می فرماید:

مَنْ سَمانی فی مَجْمَعٍ مِنَ النَّاسِ فَعَلَیْهِ لَعْنَه اللهِ؛ (همو: ج2، 483، ح3)

لعنت خدا بر کسی که مرا در میان جمعی از مردم نام برد.

در این روایت نیز احتمالاتی وجود دارد:

مقصود روایت، دوران غیبت صغراست؛ یعنی زمانی که آن حضرت در میان جمعی حضور می‏یافتند و اگر کسی نام او را افشا می‏کرد، موجب فاش شدن اسرار می‏شد و خطری متوجه آن حضرت می‏گردید، وگرنه صِرفِ نام بردن  _ بدون اشاره به وجود ظاهری ایشان  _ سبب ضرر و زیانی نخواهد شد. احتمال دیگر این که مقصود از «الناس» در «فی مجمع من الناس» مخالفان و اهل سنّت باشد.

الف) روایات عدم جواز تا هنگام ظهور

محمد بن زیاد ازُدی از امام موسی بن جعفر(ع)  دربارۀ امام غایب(ع)  نقل کرده است:

... تَخْفَى عَلَى النَّاسِ وِلَادَتُهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُمْ تَسْمِیَتُهُ حَتَّى یُظْهِرَهُ اللَّهُ فَیَمْلَأَ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً؛ (همو: 368، ح6)

... کسی که ولادتش بر مردم پوشیده و ذکر نامش بر آن ها روا نیست، تا آن گاه که خدای تعالی او را ظاهر ساخته و زمین را از عدل و داد آکنده سازد، همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد.

عبدالعظیم حسنی نیز شبیه این مضمون را از امام هادی(ع)  نقل کرده است (همو: 379، ح1).

در این روایت نیز ملاک عدم جواز می توان ترس بر آن حضرت باشد که با ظهور این ترس برطرف می شود. البته به نظر می رسد در دو دسته روایت یادشده نام بردن حضرت تنها ملاک حکم نیست، بلکه نام بردن در شرایطی که شناخت آن حضرت را به دنبال داشته باشد مورد نظر است؛ مانند این که حضرت در جایی حضور دارد و کسانی که وی را می شناسند نام بردن آن حضرت جایز نیست.

ب) روایات جواز، بدون بیم خطر

در این دسته از روایات، به علت نام نبردن حضرت اشاره شده است. در این صورت اگر آن علت وجود نداشته باشد، نهی نیز ساقط است.

امام باقر(ع)  در پاسخ ابوخالد کابلی  _ که از نام حضرت مهدی(عج)  پرسیده بود  _ فرمود:

سَأَلْتَنِی وَ اللَّهِ یَا أَبَا خَالِدٍ عَنْ سُؤَالٍ مُجْهِدٍ وَ لَقَدْ سَأَلْتَنِی عَنْ أَمْرٍ مَا کُنْتُ مُحَدِّثاً بِهِ أَحَداً وَ لَوْ کُنْتُ مُحَدِّثاً بِهِ أَحَداً لَحَدَّثْتُکَ وَ لَقَدْ سَأَلْتَنِی عَنْ أَمْرٍ لَوْ أَنَّ بَنِی فَاطِمَه عَرَفُوهُ حَرَصُوا عَلَى أَنْ یَقْطَعُوهُ بَضْعَه بَضْعَه؛ (نعمانی،1397: 288، ح2 و نیز نک: طوسی، 1411، 333، ح288)

به خدا سوگند  ای ابا خالد، پرسش سختی پرسیدی که مرا به تکلف و زحمت می اندازد؛ همانا از امری پرسیدی که [هرگز آن را به هیچ کس نگفته‏ام و] اگر آن را به کسی گفته بودم، به گونۀ روشن به تو می‏گفتم. همانا تو از من چیزی را پرسیدی که اگر بنی فاطمه او را بشناسند، حرص ورزند که او را قطعه قطعه کنند.

از روایت یادشده استفاده می شود که اگر به سبب بردن نام آن حضرت ضرر و خطری برای ایشان به وجود نیاید، دانستن و نقل نام آن حضرت، بدون اشکال است.

از خود حضرت مهدی(عج)  در توقیعی آمده است:

فَاِنَّهُمْ اِنْ وَقَفُوا عَلَی الاِسْمِ أَذاعُوهُ وَاِنْ وَقَفُوا عَلَی المَکانِ دَلُّوا عَلَیْهِ؛ (همو: 364، ح331)

پس به درستی که آنان اگر نام را بدانند، آن را رایج ساخته و اگر بر مکان آگاهی یابند، آن را نشان خواهند داد.

شیخ حر عاملی ذیل این روایت دلالت آن را بر نهی و اختصاص به ترس و ترتب مفسده دانسته است (عاملی، 1409: ج16، 240). بنابراین این دسته از روایات، دایرمدار ترس و تقیه است و با از میان رفتن آن، حرمت نام بردن نیز برطرف خواهد شد.

ج) روایات جواز نام بردن

در روایات فراوانی آن گاه که سخن از حضرت مهدی(عج)  به میان آمده، به نام آن حضرت به روشنی اشاره شده است. در این جا به برخی از این روایات، اشاره می شود:

روایاتی که پیش از ولادت ایشان، به نام آن حضرت اشاره کرده است:

شیخ صدوق در کمال الدین و تمام النعمه از حضرت علی(ع)  نقل کرده است: رسول گرامی اسلام(ص)  نام پیشوایان پس از امام علی(ع)  را یکی پس از دیگری برای آن حضرت برشمرد، تا این که فرمود:

مَهْدِی اُمَّتی مُحَمَّدٌ الَّذی یَمْلأ الأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً؛ (صدوق، 1395: ج1، 284، ح37)

مهدی امتم [در میان ایشان] محمد است که زمین را از داد و دادگری آکنده سازد.

حضرت علی(ع)  از پیامبر اکرم(ص)  نقل کرده است که هنگام بردن نام پیشوایان دوازده‏گانه: فرمود:

فَاِذا حَضَرَتْهُ (الحسن) الوَفاه فَلْیسلِمْها اِلی اِبْنِهِ مُحَمد ؛ (طوسی، 1411: 150، ح111)

پس هنگام درگذشت حسن آن را به فرزندش محمد تسلیم می کند.

در الفضائل نیز شبیه این روایت آمده و تصریح به نام «محمد» شده است (قمی، 1363: 158). همچنین در الاحتجاج طبرسی، از رسول اکرم(ص)  نقل شده است که فرمود: از جبرئیل شنیدم:

ثُمَ اِبْنهُ القائِمُ بِالحَقِ مَهْدی اُمتی مُحمد بن الحَسَنِ صاحِبِ الزَّمان؛ (طبرسی، 1403: ج1، 68، ح34)

سپس فرزندش قائم به حق، مهدی امتم، محمد بن حسن صاحب الزمان.

در کلام امیرمؤمنان علی(ع)  به این نام اشاره شده است؛ چنان که شیخ صدوق در کمال الدین و تمام النعمه آورده است: حضرت علی(ع)  بر فراز منبر درباره حضرت مهدی(عج)  فرمود:

لَهُ اِسْمانِ: اِسْمٌ یخْفی وَاِسْمٌ یعْلَنُ، فَاَمّا الَّذی یخْفی فَأَحْمَدُ، وَاَمَّا الَّذی یعْلَنْ فَمُحَمَّدٌ؛ (صدوق، 1395: ج2، 653، ح17؛ نک: طبرسی بی تا: 465؛ عاملی، 1409: ج16، 44)

برای او دونام است: یکی پنهان و دیگری آشکار؛ اما پنهان، احمد و نام آشکار، محمد است.

از موارد دیگری که قائلان به جواز نام بردن حضرت بدان اشاره کرده‏اند، حدیث لوح حضرت زهرا(س)  است. در بخشی از این لوح  _ که هدیه‏ای از سوی پیامبر(ص)  به حضرت زهرا(س)  بود  _ آمده است:

وَاُکْمِلُ ذلِکَ بِاِبْنِهِ مُحمد رَحْمَه لِلْعالَمینَ عَلَیهِ کَمال مُوسی وَبَهاءُ عیسی وَصَبْرُ اَیوبُ؛ (کلینی، 1365: ج1، 527، ح3)

و جانشینان را به فرزندش محمد  _ رحمت بر جهانیان  _ تکمیل خواهم کرد؛ کسی که کمال موسی(ع)  و بهاء عیسی(ع)  و شکیبایی ایوب(ع)  را داراست.

شیخ صدوق، بخش مربوط به حضرت مهدی(عج)  را این گونه آورده است:

ابُوالقاسِمِ مُحَمدُ بْنُ الحَسَنِ هُوَ حُجَّه اللهِ تَعالی عَلی خَلْقِهِ؛ (صدوق، 1395: ج1، باب 27)

ابوالقاسم محمّد بن الحسن، همو حجت خداوند بزرگوار بر بندگان است.

خود جابر نیز در مواردی اشاره کرده که از حضرت مهدی(عج)  در آن لوح، به عنوان «محمّد» یاد شده است.

امام باقر(ع)  نیز پس از آیۀ شریفۀ (اِنَّ عِدَه الشُّهُورِ عِنْدَ اللهِ اِثْنا عَشَرَ... ) (توبه: 36) یک یک نام ائمه: را برد؛ تا این که فرمود:

وَاِلی اِبْنِهِ الحَسَن وَ إِلی ابْنِهِ مُحَمَّد الهادی المَهْدی، اِثْنا عَشَرَ اِماماً؛ (طوسی، 1411: 149، ح110)

و به فرزندش حسن و به فرزندش محمد هدایت کننده هدایت شده، دوازده امام هستند.

امام صادق(ع)  نیز هنگام شناساندن حضرت مهدی(عج)  در چندجا به نام «محمد» اشاره کرده است؛ چنان که در کشف الغمهاز آن حضرت نقل شده که می فرماید:

الخَلَفُ الصَّالِحُ مِنْ وُلْدی هُوَ المَهْدِی، اِسْمُـهُ مُحمد وکْنْیتُهُ ابُوالقاسِمِ یخْرُجُ فی آخِرِالزَّمانِ یقالُ لِاُمِّهِ صَقیل؛ (اربلی، 1381: ج2، 475)

خلف صالح از فرزندانم مهدی است. نامش محمد و کنیه‏اش ابوالقاسم، در آخرالزمان خروج می‏کند و مادرش صقیل نامیده می‏شود.

شیخ صدوق شبیه این روایت را در کمال الدین آورده است (صدوق، 1395: ج2، 334، ح4).

امام صادق(ع)  وقتی خواست در پاسخ «زید شحام» نام امامان معصوم: را برشمرد، فرمود:

نَحْنُ اِثْنا عَشَرَ  _ هکذا  _ حَوْلَ عَرْشِ ربِّنا جَلَّ وَ عَزَّ فِی مُبتدَءِ خَلقنا أَوَّلِنا محمد وَأَوْسَطُنا مُحمد وآخِرنا مُحمدٌ؛ (نعمانی، 1398: 85، ح16)

ما دوازده تن بدین گونه (اشاره با دست به صورت دایره) از آغاز آفرینش گرداگرد عرش پروردگارمان قرار داشته‏ایم، نام اوّلین فرد ما محمد و نفر میانه محمد و آخرین فرد ما نیز محمد است.

از امام عسکری(ع)  در موارد بسیاری نقل شده که به نام آن حضرت تصریح کرده است. آن گاه که مادر حضرت مهدی(عج)  به ایشان باردار شد، امام عسکری(ع)  به او فرمود:

سَتَحْمِلینَ ذَکَراً وَ اِسْمُهُ محمد وَ هُوَ القائِمُ مِنْ بَعْدی؛ (اربلی، 1381: ج2، 475)

تو باردار پسری هستی که نامش محمد است و او قائم پس از من است.

همچنین آن حضرت در گفتاری فرمود:

اِبْنی مُحمد، هُوَ الاِمامُ والحُجَّه بَعدی مَنْ ماتَ وَلَمْ یعْرِفْهُ مات مِیته جاهِلیه؛ (همو: 409، ح9)

فرزندم محمد، او امام و حجّت پس از من است؛ هر کس بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.

گروه دوم، دربر دارندۀ سخنانی است که پس از زاده شدن ایشان، از آن حضرت با نام محمد یاد کرده‏اند:

ابراهیم کوفی، نقل کرده است که امام عسکری(ع)  بخشی از گوسفندی سربریده را برای من فرستاد و فرمود:

هَذا مِنْ عَقیقَه ابنی مُحمد؛ (صدوق، 1395: ج2، 432، ح10)

این از عقیقۀ فرزندم محمد است.

کلینی از احمد بن محمد بن عبدالله، ضمن روایتی چنین نقل کرده است:

وَ وُلِدَ لَهُ (ابی محمد) وَلَدٌ سَمَّاهُ مُحمد؛ (کلینی، 1365: ج1، 329 و 514)

برای او (امام عسکری(ع) ) فرزندی به دنیا آمد که او را محمد نامید.

شیخ طوسی در الغیبه در بخشی از یک حکایت، نقل کرده که حضرت مهدی(عج)  با عنوان «محمد بن الحسن» از خود نام برده است (نک: طوسی، 1411: 269، ح234).

از ابی غانم خادم نقل شده است:

وُلِدَ لابی مُحَمد مَوْلُودٌ فَسَماهُ مُحَمَّداً و... ؛ (عاملی، 1409: ج16، 243، ح21467)

برای ابو محمد (امام عسکری(ع) ) فرزندی به دنیا آمد که او را محمد نام نهاد و... .

شیخ صدوق به نقل از عبدالله سوری در ضمن داستانی از دیدار با حضرت مهدی(عج)  در دوران غیبت صغرا نوشته است:

پس دیدم جوانانی را که در بِرکه، آب بازی می‏کردند. جوانی بر سجاده‏ای نشسته بود و آستین لباس خود را در برابر دهان گذاشته بود. پس گفتم: این جوان کیست؟ گفتند: محمد بن الحسن است و شبیه پدرش بود. (صدوق، 1395: ج2، 441، باب 43، ح13؛ و نیز نک: راوندی، 1409: ج2، 959)

در کمال الدین ضمن بیان سرگذشت مادر حضرت مهدی(عج)  آمده است:

وَعَلی قَبْرِها مَکْتُوبٌ عَلَیهِ هَذا قَبْرُ اُمِّ مُحَمَّدٍ؛ (همو: 431، ح7)

و بر آرامگاه او نوشته شده بود، این قبر مادر محمد است.

با توجه به این که از ایشان به عنوان «ام محمد» یاد نشده تا گفته شود کنیۀ ایشان بوده است. بنابراین دلیل برای جواز نام بردن نام خاص آن حضرت شمرده شده است.

نام حضرت در دعاها

در دعاهای بسیاری از حضرت مهدی(عج)  با عنوان محمد یاد شده است و با توجه به این که ماهیت دعا برای تکرار از طرف مؤمنان و مداومت بر آن در نهان و آشکار است، دلیلی گرفته شده بر جواز بردن نام آن حضرت.

برخی از دعاهایی که به روشنی نام آن حضرت در آن برده شده از این قرارند:

1. مشهور در دعای فرج، «اللّهم کن لولیک الحجه بن الحسن» است؛ ولی در منابع اصلی، مانند مصباح کفعمی، دعا به گونه‏ای دیگر نیز آمده است:

اَللهُمَ کُنْ لِوَلِیکَ مُحمد بن الحَسَن المَهدی فی هَذهِ السَّاعَه... . (کفعمی، 1405: 586؛ و نیز نک: مجلسی، 1404: ج94، 392)

سید بن طاووس نیز در اقبال الاعمال همین گونه نقل کرده است (ابن طاووس،1414: 58).

2. در البلد الامین تحت عنوان دعای «کنز العرش» آمده است:

وَأَسْألکَ بِحَقِ مُحمد بن الحَسَنِ القائِمِ بِأَمْرِکَ و الحجه علی عبادک. (کفعمی، 1418: 357)

3. علّامه مجلسی در دعای پس از زیارت آل یسٓ به نقل از احتجاج طبرسی آورده است:

اللّهم صَلِّ عَلی مُحمد بنِ الحَسَنِ حجّتکَ فِی أَرْضِکَ وَ... . (مجلسی، 1404: ج53، 171، ح5)

البته در کتاب الاحتجاج اشاره ای به نام محمد بن الحسن نشده است (طبرسی، 1403: ج2، 494)؛ ولی این گمان هست که در نسخه ای که علّامۀ مجلسی از آن نقل کرده، نام آن حضرت وجود داشته است.

نام حضرت در کلام دانشمندان شیعه

افزون بر روایاتی که ذکر شد، گروهی از دانشمندان شیعه از حضرت مهدی(عج)  با عنوان محمد، محمد المهدی، محمد بن الحسن و محمد بن الحسن العسکری(ع)  یاد کرده‏اند. این خود نشان گر آن است که این بزرگان، به کار بردن نام آن حضرت را روا می‏دانسته‏اند که به برخی از آن ها اشاره می‏شود:

1. شیخ صدوق آورده است:

ابُوالقاسِم مُحمدُ بنُ الحَسَنِ هُوَ حُجَه اللهِ القائمِ؛ (صدوق، 1378: ج1، 40)

ابوالقاسم محمّد، فرزند حسن که اوست همان حجت خداوند، قیام کننده.

2. شیخ مفید در النکت الاعتقادیه در پاسخ به این پرسش که اگر کسی بپرسد امام این زمان کیست، می نویسد:

فالجواب: القائم المنتظر المهدی محمد بن الحسن العسکری _ صلوات الله علیه و علی آبائه الطاهرین _ ؛ ‏(مفید، 1413: 44)

قائم منتظر مهدی محمد فرزند حسن عسکری _ درود خداوند بر او و پدران پاکش _ .

3. شیخ طوسی دربارۀ ولادت امام مهدی(عج)  از زبان اسماعیل علی نوبختی نوشته است:

مُولِدُ مُحمد بن الحَسَنِ بنِ عَلی مُحمد بن علی بن موسی ... ؛ (طوسی، 1411: 271)

ولادت محمد بن حسن بن علی بن موسی... .

4. همو در الرسائل العشر مسئلۀ 53 نوشته است:

محمد بن الحسن، المهدی(ع)  حی موجود من زمان أبیه الحسن العسکری إلی زماننا هذا، بدلیل أن کل زمان لا بد فیه من إمام معصوم، مع أن الإمامه لطف، واللطف واجب علی الله تعالی فی کل وقت.(طوسی، بی تا: 98)

و در مسئلۀ 56 ادامه داده است:

محمد بن الحسن صاحب الزمان(ع)  لا بد من ظهوره.

5. علّامه حلی در تحریر الاحکام (1420: ج2، 109) و شرح منهاج الکرامه (حسینی، 1376: 252) و الرساله السعدیه (حلی، 1378: 19)، از حضرت مهدی(عج)  با عنوان محمد بن الحسن العسکری(ع)  یاد کرده است.

6. علی بن یوسف حلی پس از نام بردن از امامان دوازده‏گانه، نام امام زمان(عج)  را چنین می نویسد:

... حتی انتهی الی ابی القاسم محمد بن الحسن الحجه القائم... ؛ (حلی، 1408: 70)

... تا آن که رسید به ابوالقاسم محمد فرزند حسن حجت قائم ... .

7. محقق کرکی  نوشته است:

ثُمَ الخَلَفُ الحُجَّه القائِمُ المُنْتَظَرُ مُحمدُ بن الحَسَنِ المَهدی المُستَتَر خَوفاً مِنَ الاَعْداءِ... ؛ (کرکی، 1409: ج1، 63)

سپس خلف، حجّت، قائم، منتظر، محمد فرزند حسن، مهدی که به سبب ترس از دشمنان، پنهان است... .

8. علی بن عیسی اربلی نوشته است:

... وَاَمَّا اِسْمُهُ فمُحَمَّدٌ وَکُنْیتُهُ اَبُوالقاسِمِ وَلَقَبُهُ الحُجَّه وَالخَلَفُ الصالِحُ وَقیلَ المُنْتَظَر؛ (اربلی، 1381: ج2، 437)

... ولی نام او محمد و کنیه‏اش ابوالقاسم و لقبش حجّت و خلف صالح و گفته شده منتظر است.

9. اگرچه علّامه مجلسی قائل به حرمت نام بردن ایشان است؛ ولی در موارد بسیاری با نام مخصوص از ایشان یاد کرده است که برخی از این قرار است:

... المَهْدی الذی بَشَّرَ بِخُرُجِهِ النَبی المعظم(ص)  فِی روایات مُتَواتِره مِن الخاصَه وَالعامَه وَهُوَ الاِمامُ مُحمد بن الحَسَنِ العَسکری المهدی المنتظر... ؛ (مجلسی، 1404: ج19، 284، ج28، 46)

... مهدی که رسول گرامی اسلام(ص)  به خروج او در روایات متواتر از شیعه و اهل سنت، بشارت داده است، هموست محمد فرزند حسن عسکری، مهدی منتظر ... .

10. شهید اول می نویسد:

الثانی عَشَر: الاِمامُ المَهْدی الحُجَّه صاحِبِ الزَّمانِ اَبُوالقاسِمِ مُحمد بن الحَسَنِ العَسْکَری(ع) ؛ (عاملی، 1417: ج2، ص16)

دوازدهم: امام مهدی حجت صاحب الزمان ابوالقاسم محمد فرزند حسن عسکری(ع) ... .

11. فخرالدین طریحی نوشته است:

یکَنی بِهِ (القـائم) عَن صاحِبِ الاَمْرِ مُحمد بن الحَسَن العسکری؛ (طریحی، 1403: ذیل کلمۀ المهدی و نیز القائم)

از دیگر کسانی که در نوشتار یا نقل قول های خود به کلمۀ محمد  _ به عنوان نام حضرت مهدی(عج)   _ تصریح کرده‏اند، می‏توان به عنوان نمونه از شیخ علی یزدی حائری در الزام الناصب (1356: ج1، 121)، سید هاشم بحرانی در غایه المرام (1422: ج7، 134) و محمد جواد مغنیه در الشیعه فی المیزان (1372: 266)، مرحوم مظفر در عقائد الامامیه (بی تا: 76)، سید علی میلانی در دراسات فی منهاج السنه (1386: 41)، شیخ عباس قمی در منازل الآخره (1365: 288) و در الکنی و الالقاب (1384: ج3، 19)، ملّاصالح مازندرانی در شرح اصول کافی (1382: ج6، 26)، آیت الله بروجردی در جامع احادیث الشیعه (1399: ج9، 41)، علی نمازی شاهرودی در مستدرک سفینه البحار (1418: ج6، 418)، محمدتقی جعفری در تفسیر و ترجمۀ نهج البلاغه (1368: ج27، 271)، آیت الله جعفر سبحانی در اضواء علی عقائد الشیعه الامامیه (1379: 218) یاد کرد.

نام بردن حضرت در گفتار اهل سنّت

بسیاری از اهل سنّت، وقتی در کتاب های خود باور شیعیان به مهدویت و حضرت مهدی(عج)  را بازگو کرده‏اند، به نام آن حضرت تصریح کرده، آن را به شیعه نسبت داده‏اند. در این بخش تنها به برخی از این اقوال اشاره می شود:

1. ابن کثیر در البدایه والنهایه اگرچه در مقام انکار حضرت مهدی(عج)  سخن می گوید، ولی در بازتاب باور شیعیان به نام حضرت تصریح کرده، می نویسد:

یعتَقِدُ فِیهم الرَّافِضَه الذینَ اَوَّلُهم عَلی بن أَبی طالب وَآخِرهُمْ المُنتظر بِسردابِ سامراء وَهُوَ مُحمد بن الحَسَن العَسْکری. (دمشقی، 1408: ج1، 177)

وی در جای دیگر (همو: ج14، 95) نیز از حضرت مهدی(عج)  با نام محمد بن الحسن المهدی یاد کرده است.

2. ابن خلدون نیز با پنداری خواندن باور شیعه در تاریخ خود، وقتی از اعتقاد شیعه دربارۀ حضرت مهدی(عج)  سخن گفته، چنین می‏نویسد:

وَخُصوصاً الاِثنا عَشَریه مِنهُمْ یزْعُمونَ اَنّ الثانی عَشَر مِنْ اَئِمَّتِهِمْ وَهُوَ مُحمد بنُ الحَسَنِ العَسکری وَیلَقَّبُونَهُ المَهْدی. (ابن خلدون، 1391: ج1، 199)

3. زرکلی در الاعلام می گوید:

مُحَمدُ بنُ الحَسَنِ العَسْکری بنِ عَلی الهادی اَبُوالقاسِم آخِرُ الاَئِمه الاِثنی عَشر عِنْدَ الاِمامِیه. (زرکلی، 1990: ج6، 80)

4 . محمد بن طلحه شافعی در مطالب السؤول می نویسد:

ولا إمام بعد محمد بن الحسن المهدی(ع)  وهو الثانی عشر، فانظر بعین الاعتبار إلى أدوار الأقدار. (شافعی، بی تا: 33)

4. ذهبی در سیر اعلام النبلاء به دنبال کلمۀ «المنتظر» نوشته است:

الشَریف اَبُوالقاسِم مُحمد بنُ الحَسَنِ‏العَسکری بْنُ عَلی الهادی. (ذهبی، 1413: ج13، 119)

البته در ادامه پس از بیان این که این باور شیعه است، آن را رد کرده است.

5. مبارکفوری در تحفه احوذی آورده است:

وَفِیهِ رَدٌّ عَلَی الشّیعَه حَیثُ یقُولُونَ المَهْدِی المُوعُود هُوَ القائِم المُنْتَظَرُ هُوَ مُحمدُ بنُ الحَسَنِ العَسْکری. (مبارکفوری، 1410: ج6، 403)

6. قندوزی در ینابیع الموده می نویسد:

فَاِذا مَضی الحَسَنُ فَاِبْنُهُ الحُجَّه مُحمدٌ المَهْدی... ؛ (قندوزی، 1416: ج3، 282 و 316)

پس آن گاه که [امام ] حسن‏ درگذشت، پس فرزند او حجّت محمد مهدی... .

7 . محمود ابوریه در اضواء علی السنه المحمدیه نوشته است:

والشیعه الإمامیه متفقون على أنه «محمد بن الحسن المهدی» من الأئمه المعصومین و یلقبونه بالحجه والقائم المنتظر. (ابوریه، بی تا: 232)

سخنان اهل سنّت دست کم بر دو چیز دلالت دارد:

الف) این نام کم و بیش نزد شیعیان و دانشمندان شهرت داشته و به کار می رفته است.

ب) همه قائل به حرام بودن بردن آن نام نبوده‏اند؛ وگرنه به عنوان نکته‏ای درخور درنگ از طرف اهل سنّت مطرح می‏شد.

نکتۀ پایانی

یکی از بزرگان معاصر، پس از نقل چهار گروه روایات یاد شده، نوشته  است:

شکی نیست که قول به منع نام بردن از روی تعبّد، خالی از تحقیق است؛ اگرچه برخی از بزرگان بدان تصریح کرده اند... ظاهر این است که منع، دایر مدار وجود ملاک تقیه است. بنابراین نام بردن از آن حضرت به این نام در زمان ما هیچ گونه منعی ندارد. به علاوه دستۀ چهارم روایات  _ که دلالت بر جواز می کرد  _ از دسته های دیگر به مراتب، هم از نظر عدد بیشتر و هم از نظر دلالت اقواست.

آن گاه چنین نتیجه می گیرد:

حرمت فقط هنگام تقیه بوده و یگانه راه جمع میان روایات همین سخن است، وگرنه باید هر دو دسته روایت را نپذیرفت و به اصطلاح از اعتبار ساقط بدانیم و یا قائل به تخییر شویم  _ اگر بگوییم روایات ظنی هستند  _ و حاصل این هم این می شود که قائل به جواز شویم. (مکارم شیرازی، 1411: ج1، 504)

ایشان در پایان قوی ترین قرینه بر دیدگاه خود (جواز نام بردن) را همان دستۀ چهارم از روایات دانسته، احتیاط را نیز بایسته نمی داند.

نتیجه

با توجه به آن چه گفته شد، به نظر می‏رسد اگرچه دستۀ نخست و دوم به گونه ای مطلق سخن از حرمت به میان آورده اند، ولی روایات دیگر را نیز نمی توان نادیده گرفت؛ زیرا به ویژه در دستۀ اخیر، شمار روایات و سخنانی که به نام آن حضرت به روشنی اشاره کرده است، فراوان است. از این رو حرمت نام بردن را می توان به شرایط ویژه نسبت داد و که از آن جمله در زمان ترس و نگرانی بر جان آن حضرت است؛ ولی چنان چه نام بردن آن حضرت سبب آسیب و زیان نگردد، رواست؛ و الله اعلم.

پی نوشت ها:

[1]. محمد بن یحیی عن محمد بْن الْحسین عن الْحسن بن محبوب عَن ابْن رِئَاب عن أَبی عبدالله(ع) .

[2]. البته بر نگارنده روشن نشد که با وجود نقل های پیش از این اثر، سبب نقل روایت از این کتاب آن هم با تفاوت چه بوده است؟!

منبع: فصلنامه مشرق موعود –شماره 25

انتهای متن/منبع: فارس






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 مرداد 1398 02:12 ب.ظ

Terrific knowledge. Many thanks.
buy viagra usa canadian prescriptions online buy viagra usa canadian pharmacycanadian pharmacy order canadian prescriptions online canadian pharmacy viagra brand online canadian pharmacy canadian online pharmacies reviews canada medication prices cialis canadian pharmacy
یکشنبه 2 تیر 1398 04:05 ق.ظ

Beneficial content. Thanks a lot.
cialis efficacit cialis side effects dangers we choice cialis pfizer india achat cialis en europe cialis 20 mg tadalafil 5mg cialis generic generic cialis at the pharmacy cialis 5 mg para diabeticos order a sample of cialis
جمعه 31 خرداد 1398 07:06 ب.ظ

Seriously loads of good information.
cialis lowest price india cialis 100mg cost rx cialis para comprar look here cialis order on line cialis generico lilly price cialis wal mart pharmacy cialis 5 mg funziona cialis tablets australia cialis 5 mg schweiz cialis herbs
جمعه 31 خرداد 1398 03:27 ق.ظ

You actually revealed this effectively.
usa cialis online online prescriptions cialis cialis y deporte cialis dosage recommendations buy generic cialis canadian cialis cialis for bph cialis prezzo di mercato cialis prezzo al pubblico 40 mg cialis what if i take
چهارشنبه 29 خرداد 1398 12:02 ق.ظ

Lovely stuff, Thank you.
cialis coupon pastillas cialis y alcoho cialis kaufen bankberweisung cialis 200 dollar savings card viagra cialis levitra cialis name brand cheap prezzo cialis a buon mercato cialis savings card cialis e hiv venta cialis en espaa
سه شنبه 28 خرداد 1398 01:21 ق.ظ

Excellent information. Thank you!
cialis 10 doctissimo overnight cialis tadalafil cialis ahumada we choice cialis uk cialis 100mg suppliers cialis prezzo di mercato wow look it cialis mexico tadalafil cialis 200 dollar savings card cialis online
دوشنبه 27 خرداد 1398 10:33 ق.ظ

Fantastic info. Regards.
cialis great britain we choice free trial of cialis tesco price cialis cialis lowest price female cialis no prescription generic cialis with dapoxetine generic cialis at the pharmacy cialis for sale south africa compare prices cialis uk cialis online
شنبه 25 خرداد 1398 04:51 ب.ظ

Superb material. Thanks!
cialis generika in deutschland kaufen cialis alternative cialis savings card cialis patent expiration cialis online import cialis when can i take another cialis tadalafil 20mg prix de cialis cialis generico en mexico
شنبه 25 خرداد 1398 02:17 ق.ظ

This is nicely said! .
i recommend cialis generico generic cialis review uk cialis e hiv cialis 5mg cialis preise schweiz where cheapest cialis safe site to buy cialis online cialis savings card we use it 50 mg cialis dose low cost cialis 20mg
پنجشنبه 23 خرداد 1398 08:29 ق.ظ

You said it nicely.!
when can i take another cialis online cialis cialis generic tadalafil buy fast cialis online generic cialis 20mg tablets we like it cialis price generic low dose cialis cialis rezeptfrei cialis qualitat cialis para que sirve
دوشنبه 20 خرداد 1398 02:58 ب.ظ

Regards, Useful stuff.
cialis side effects dangers precios de cialis generico enter site very cheap cialis cialis generico lilly cialis therapie cialis generico postepay generic cialis pro cialis for sale cialis australia org cialis 5 mg para diabeticos
یکشنبه 19 خرداد 1398 08:54 ق.ظ

Amazing material. With thanks.
cialis pills in singapore cialis herbs achat cialis en suisse generico cialis mexico cialis authentique suisse cialis 5 mg scheda tecnica cialis canadian drugs cialis pills in singapore cialis generika in deutschland kaufen female cialis no prescription
شنبه 18 خرداد 1398 03:57 ق.ظ

Cheers! I enjoy this.
cialis lowest price viagra vs cialis calis cialis generico in farmacia cialis 05 cialis 100 mg 30 tablet cialis generico online buy cialis cost of cialis cvs cialis bula
پنجشنبه 22 فروردین 1398 04:42 ق.ظ

Nicely put. Cheers!
northwest pharmacies online pharmacies in usa canadian pharmaceuticals canadian drugs canadian medications 247 pharmacy times trust pharmacy canadian buy viagra online usa canada online pharmacy canada rx
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :